با شمارهٔ موبایل وارد شوید تا بتوانید اشتراک بخرید و در گفتگو شرکت کنید.

خلاصهٔ صوتی کتاب ۱۴۰۵/۰۸/۰۴

مقدمه: ریشه‌یابی شکست پروژه‌های نرم‌افزاری

از کتاب یادگیری طراحی دامنه‌محور · ولاد خونونوف

جلد یادگیری طراحی دامنه‌محور
SHABGOFTAR PORTABLE AUDIOهمراهِ شنیدن
صدایی برای همراه بردنPODCAST · PERSONAL STEREO

بعد از این فصل

ادامهٔ یادگیری طراحی دامنه‌محور را بشنو

این، خلاصهٔ یک فصل بود. با اشتراک ماهانه، ادامهٔ این کتاب و فصل‌های اشتراکی کتاب‌های دیگر را بشنو.

اشتراک ماهانه: ۱۴۹٬۰۰۰ تومان

دیدن اشتراک‌ها ←

تمدید دستی؛ تخفیف فقط برای خرید اول است.

شب‌گفتار / دفترچهٔ همراهSHABGOFTAR · LINER NOTES

دربارهٔ این فصل

یادداشتِ همراه نوار
جلد یادگیری طراحی دامنه‌محوریادگیری طراحی دامنه‌محورولاد خونونوفدیدن همهٔ قسمت‌های این کتاب ←

تا حالا به این فکر کرده‌اید که چرا با وجود پیشرفت ابزارها و متدولوژی‌ها، هنوز هم درصد بالایی از پروژه‌های نرم‌افزاری به موقع تحویل داده نمی‌شوند یا شکست می‌خورند؟ مشکل اصلی این نیست که یاد گرفتن فریم‌ورک‌های جاوااسکریپت سخت است، بلکه چالش اصلی درک درست دنیای پیچیده و دامنه‌های مختلف کسب‌وکار است.

در کتاب «یادگیری طراحی دامنه‌محور» نوشتهٔ «ولاد خونونوف»، در فصل مقدمه بررسی می‌شود که ریشهٔ بحران نرم‌افزار در ضعف ارتباطات است و طراحی دامنه‌محور تلاش می‌کند این مشکل را از ریشه حل کند.

اولین مسئله، ناتوانی در درک صحیح دامنه Domain یعنی حوزهٔ کاری و دانشی که نرم‌افزار برای آن ساخته می‌شود است که باعث پیاده‌سازی نامطلوب سیستم می‌شود. گزینه‌های موجود این است که یا بدون شناخت کافی کدنویسی را شروع کنیم یا زمان کافی برای فهم قوانین کسب‌وکار بگذاریم که معاوضهٔ آن، صرف وقت بیشتر در ابتدا در برابر نجات پروژه در بلندمدت است؛ مثلاً در یک سیستم مالی، اگر بخش حسابداری را درست درک نکنیم، کل ساختار نرم‌افزار با شکست مواجه می‌شود.

دومین مسئله، ریشه‌دار بودن بحران نرم‌افزار در طول پنجاه سال گذشته است که نشان می‌دهد متدهایی مثل اجایل یا برنامه‌نویسی تست‌محور به تنهایی نتوانسته‌اند مشکل را حل کنند. گزینه‌های جایگزین تمرکز بر فرآیندها یا تمرکز بر حل ریشه‌ای مشکلات ارتباطی بین تیم‌هاست که نویسنده معتقد است ابزارهای استراتژیک و تاکتیکی طراحی دامنه‌محور روی همین بهبود ارتباط تمرکز دارند.

سومین مسئله، مبهم بودن نیازمندی‌ها و اهداف پروژه است که به دلیل نبود درک مشترک بین ذی‌نفعان رخ می‌دهد. گزینه‌ها شامل ادامهٔ روش‌های سنتی ارتباطی یا استفاده از ابزارهای استراتژیک این کتاب برای آنالیز کسب‌وکار و ساختن یک درک مشترک است که هزینهٔ هماهنگی را به شدت کاهش می‌دهد.

چهارمین مسئله، فاصله گرفتن کدها از زبان واقعی کسب‌وکار است که ارتباط بین برنامه‌نویسان و افراد غیرفنی را دشوار می‌کند. گزینه‌های پیش رو نوشتن کد با اصطلاحات فنی پیچیده یا استفاده از ابزارهای تاکتیکی است تا کد نرم‌افزار مستقیماً اهداف کسب‌وکار و زبان آن را بازتاب دهد.

به عنوان پیشنهاد شخصی، به نظرم بهتر است پیش از درگیر شدن با جزئیات فنی و نوشتن کدهای پیچیده، زمان بیشتری را به گفتگو با افراد متخصص در زمینهٔ کسب‌وکار اختصاص دهید تا مطمئن شوید ساختار نرم‌افزار شما دقیقاً روی نیازهای واقعی همان حوزه بنا شده است.

امیدوارم این نگاه تازه به شما کمک کند تا در مسیر توسعه نرم‌افزار، ارتباط بهتری با اهداف کسب‌وکار برقرار کنید و پروژه‌های پایدارتری بسازید.