با شمارهٔ موبایل وارد شوید تا بتوانید اشتراک بخرید و در گفتگو شرکت کنید.

خلاصهٔ صوتی کتاب ۱۴۰۵/۰۷/۳۰

فصل پنجم: همیشه بهترین کار را انجام دهید

از کتاب چهار پیمان · دون میگل روییس

جلد چهار پیمان
SHABGOFTAR PORTABLE AUDIOهمراهِ شنیدن
صدایی برای همراه بردنPODCAST · PERSONAL STEREO
شب‌گفتار / دفترچهٔ همراهSHABGOFTAR · LINER NOTES

دربارهٔ این فصل

یادداشتِ همراه نوار
جلد چهار پیمانچهار پیماندون میگل روییسدیدن همهٔ قسمت‌های این کتاب ←

این خلاصه بخشی از پروژه "خلاصه‌سازی ارزشمندترین کتاب‌ها برای اکوسیستم نوآوری فارسی" از رادیو شب‌گفتار است. ما در این بخش از کتاب "چهار پیمان" اثر دون میگل روییس، به فصل پنجم با عنوان "همیشه بهترین کار را انجام دهید" می‌پردازیم.

دون میگل روییس در این فصل تاکید می‌کند که پیمان چهارم، یعنی «همیشه بهترین کار خود را انجام دهید»، کلید اصلی درونی کردن سه پیمان قبلی است. او توضیح می‌دهد که «بهترین» شما ثابت نیست و لحظه به لحظه، ساعت به ساعت، و روز به روز تغییر می‌کند. مثلاً، وقتی صبح با انرژی از خواب بیدار می‌شوید، بهترین شما بهتر از زمانی است که شب خسته هستید. یا وقتی سالمید، بهتر از زمانی است که بیمارید. این بهترین، با گذشت زمان و با تمرین این پیمان‌ها نیز پیشرفت می‌کند.

نکته مهم این است که نه بیشتر از بهترین خود تلاش کنید و نه کمتر. اگر بیش از حد تلاش کنید، انرژی زیادی هدر می‌دهید و در نهایت هم به نتیجه‌ای نمی‌رسید که شما را راضی کند. این کار فقط باعث خستگی مفرط و ضربه زدن به خودتان می‌شود.

از طرفی، اگر کمتر از بهترین خود عمل کنید، دچار سرخوردگی، قضاوت‌های منفی نسبت به خود، احساس گناه و پشیمانی خواهید شد. پس، در هر شرایطی فقط بهترین خود را انجام دهید. وقتی همیشه بهترین کارتان را انجام می‌دهید، جایی برای قضاوت کردن خودتان باقی نمی‌ماند. در نتیجه، از رنج، سرزنش و مجازات خود رها می‌شوید و این خود، طلسم بزرگی را که شما را درگیر کرده، می‌شکند.

نویسنده با مثالی از یک مرد که می‌خواست رنج خود را پشت سر بگذارد و به معبد بودایی رفت، توضیح می‌دهد که حتی در مدیتیشن، اگر فرد بیش از حد توانش تلاش کند، به جای رسیدن به آزادی، فقط خسته شده و از هدف اصلی (شاد بودن و زندگی کردن) دور می‌شود. این داستان نشان می‌دهد که بهترین تلاش، به معنای فدا کردن شادی و زندگی برای رسیدن به هدفی والا نیست، بلکه هدف اصلی خود زندگی کردن، شاد بودن و عشق ورزیدن است.

این پیمان بر این است که عمل کردن به خاطر عشق به خود عمل، و نه به خاطر انتظار پاداش، شما را غرق در لذت و خوشحالی می‌کند. اکثر مردم برعکس عمل می‌کنند: فقط به خاطر پاداش دست به عمل می‌زنند و از خود عمل لذت نمی‌برند.

مثلاً، بسیاری از افراد فقط به امید روز پرداخت حقوق به سر کار می‌روند و تا روز تعطیل لحظه‌شماری می‌کنند. این کار نه تنها آن‌ها را راضی نمی‌کند، بلکه به مقاومت و رنج کشیدن در حین کار منجر می‌شود. آن‌ها در نهایت حتی با دریافت پاداش نیز احساس خوشبختی نمی‌کنند، زیرا عمل را با رنج همراه کرده‌اند.

اما اگر فقط به خاطر انجام دادن کاری که دوست دارید، عمل کنید، متوجه می‌شوید که از هر عملی لذت می‌برید. پاداش‌ها هم در نهایت به سراغتان خواهند آمد، حتی بیشتر از آنچه تصور می‌کردید، اما شما وابسته به آن‌ها نیستید. این رویکرد باعث می‌شود زندگی را پرشورتر تجربه کنید، مولد باشید و با خودتان مهربان‌تر رفتار کنید، چرا که خودتان را وقف خانواده و جامعه‌تان می‌کنید.

زمانی که بهترین کارتان را انجام می‌دهید، به قضاوتگر درونی‌تان فرصت نمی‌دهید تا شما را مقصر بداند. اگر تمام تلاشتان را کرده باشید، تنها پاسخی که دارید این است: "من بهترین کارم را انجام دادم." این کار به شما کمک می‌کند خودتان را بپذیرید و از اشتباهاتتان درس بگیرید؛ به این معنی که با صداقت به نتایج نگاه کنید و تمرین را ادامه دهید تا آگاهی‌تان افزایش یابد.

این رویکرد، عمل کردن را به یک مراسم تبدیل می‌کند؛ همانند یک عبادت. نویسنده می‌گوید او دوش گرفتن را یک مراسم برای احترام به بدنش می‌داند و با آن عشق خود را به بدن ابراز می‌کند. این، نوعی تعامل با خداوند است، زیرا زندگی خود خداوند است. بهترین راه برای گفتن "دوستت دارم خدا" این است که با تمام وجود زندگی کنید و بهترین کارتان را انجام دهید.

این پیمان همچنین به شما یاد می‌دهد که از گذشته رها شوید و در لحظه حال زندگی کنید تا از رویای اکنون لذت ببرید. اگر در گذشته زندگی کنید، هرگز نمی‌توانید از آنچه در حال حاضر اتفاق می‌افتد لذت ببرید، چرا که همیشه آرزو می‌کنید شرایط متفاوت بود. این رها کردن گذشته است که به شما امکان می‌دهد تمام و کمال در لحظه حال زندگی کنید.

پیمان «همیشه بهترین کار را انجام دهید» اساس موفقیت در سه پیمان دیگر است. شاید در ابتدا عادت‌های قدیمی قوی باشند و بارها زمین بخورید، اما با هر بار تلاش و بازگشت، این پیمان‌ها قوی‌تر می‌شوند. اگر زمین خوردید، خودتان را قضاوت نکنید، بلکه دوباره برخیزید و پیمان را تکرار کنید: "امروز بهترین کارم را انجام می‌دهم." این تکرار است که شما را به استاد تغییر تبدیل می‌کند.